سیامک امیرافسر

من سیامک امیرافسر، فرزند محمدعلی و حشمت و متولد سال 1350 هستم. تحصیلات من در رشته برق بوده و شغل من از سال 1368 تا کنون مدیریت شرکت خودم (فعال در صنعت الکترونیک ساختمانی و صنعتی) و همچنین مشاور و برنامه ریز چند شرکت دیگر و استارت آپ می باشم.

اتفاقات سبک و سنگین، خوب، بد، زیبا و زشت و از همه مهمتر، تجربه‌ی از دست دادن های عزیزان گرانتر از جانم، من رو علاقمند به پشت صحنه زندگی کرده و باعث شد برای شناخت بهتر زندگی، زندگی را از زوایا و دیدگاه های متفاوت بازنگری کنم. 
طی کردن این مسیر و دیدن زندگی از زاویه دین، مکاتب شرقی، مکاتب آمریکای کهن و همچنین روانشناسی انسان گرا، این را به من فهماند که:
زندگی یعنی ((خودم، این لحظه و اینجا)) و کسی که این سه مورد را بتواند بشناسد در بی نیازی و زیبایی زندگی خواهد کرد.
بخشی از این درک، نتیجه‌ی آموختن‌های زیاد بود و فهمیدن این که بیشتر آموختن‌های ما به غیر از ایجاد منیت کاذب در وجودمان، هیچ کار دیگری انجام نمی‌دهند.
البته برای رسیدن به این درک مدیون اساتید بی شماری هستم که هر کدامشان خواسته و یا ناخواسته توانستند کمکم کنند که بتوانم بخشی از دیوار باورهای مانده و کهنه‌ام را شکسته و با هر شکست، نوری جدید را در زندگیم بتابانم.

شکست دیوارهای ذهنی، برای من نتیجه جالبی به همراه داشت و آن نتیجه این بود که ببینم (( من آن چیز هایی که تا کنون فکر میکردم، نیستم)).

پس چه هستم؟!

چیزی که این سوال را برای من جالب‌تر میکند این هست که وقتی از اشخاص مختلف با عقاید متفاوت این سوال را می‌پرسم، میبینم که هر کدام بنا بر ذهن و عقاید شخصیشان از من یک موجود جدید می‌سازند و اصرار هم دارند که من آن کسی هستم که ایشان فرض میکنند! اما به حتم من آن کسی که ایشان می‌گویند، نیستم!

شناخت این اصل موجب شد دیدگاه جدید و بسیار گسترده‌تری نسبت به محدودیتهای ذهنی دیگران و حتی محدودیتهای ذهنی خودم، نسبت به خودم پیدا کنم. من فهمیدم خیلی بیش از آنچه که دیگران فرض می‌کنند، می‌گویند و می‌خواهند! هستم.
بر همین اساس جای خالی خودشناسی را خارج از عقاید و باورهای متعلق به دیگران احساس کرده و دوره هایی را بر همین اساس تدوین کردم. در دوره های تدوین شده و جلسات مشاوره سعی بر این بوده و هست که بر خلاف رسم روانشناسی تعیین نکنم که دیگران چه جور شخصیتی دارند و چه باید بکنند. بلکه صرفا موقعیت‌هایی را فراهم می‌کنم که اشخاص بتوانند از زوایای مختلف، خویش را بازنگری کرده، خودشان را بهتر شناخته و با این شناخت مناسب بتوانند تصمیمات عالی برای زندگی خویش بگیرند.

من این را درک کردم که:
تنها راه لذت بردن از زندگی با وجود همه ی جوانب به ظاهر خوب و بد آن، شناخت خویشتن خویش است. امید دارم بتوانم لذتی که از زندگی میبرم را با شما به اشتراک بگذارم.